محمد مهريار
439
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
فقه الغهء نام زيستگاه خود ناآگاه و غافلاند . ببينيم زانيان يعنى چه ؟ واژهشناسى : نامواژه از اجزاى « زا + نى + ان » تركيب يافته است جزء اول « زا » از ريشهء زايش و زاييدن و زادن است كه در نامگذارى نامها ديدهايم بسيار استعمال مىشود . در حقيقت « زا » اسم فاعل زادن است مثل فرحزا ، نازا ، محنتزا و غيره و جزء دوم « نى » به معنى آب است . « 1 » جزء سوم همان « ان » پسوند كثرت و نسبت است و روى همرفته به معنى محلى منسوب به « آبزه » يا « زهاب » و همهء اين تركيبات نشان مىدهد كه آب زه در نامگذارى همانند خود آب موردنظر آرياييان كهن بوده است و از اينرو مىبينيم كه اماكن زيادى را با اين نام نامبردار ساختهاند . زاون Z own - زوان زاوه Z ve ( h ) اين ديه كه نامش داد مىزند من كهن و با سابقهء تاريخى هستم ، ديهى است با دو خانوار ساكن و فقط 5 نفر جمعيت و در عداد ديههاى دهستان عقدا از توابع يزد قلمداد شده است . « 2 » مكرر گفتهايم كه ديههاى يزد و مضافات آن باقىماندهء يك تمدن و عمران اصيل كهن ايرانى است . علايم و نشانههايى مثل وجود لهجهها ، كيفيات خاص معيشت ، بعضى محصولات خاص ، نوع ساختمانها و برخى كيفيات نژادى در جلگهء مركزى ايران ، مخصوصا در نواحى يزد و توابع آن آشكار است . اين ديه كوچك نيز كه با نام خود مىدرخشد واجد جميع اين خصوصيات است . اگر بخواهيم نقش و تصويرى از اين ديهها به قلم آوريم يك چنين طرحى را در نظر بايد مجسم كنيم : قناتى كموبيش طولانى كه آبى باريك در مظهر آن جريان دارد و گاه مىشود كه اين آب باريك تلخ و شور است . اين آب در سير خود مىتواند به استخرى برسد و در دور آن چند درخت بيد و پايينتر از آن يك مزرعهء كوچك ، شامل درختان انار و انجير و چند جريب زراعت و بيشتر جو و خود مزرعه كه از يكسو در دست شنهاى روان ، و از سوى ديگر دستخوش بادهاى سوزان كوير است و
--> ( 1 ) - ن . ك . به : نامواژههاى نىنى ( نطنز ، اردستان ) و نيه ( يزد ) و نير ( يزد ) و توضيحات راجع به نهاوند و نيهچو و امثالهم در همين فرهنگ . ( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 129 .